زندگي و انديشه سیاسی امام خميني  

محل لوگو

زندگي و انديشه سیاسی امام خميني


زندگي و انديشه سیاسی امام خميني

نام فایل : زندگي و انديشه سیاسی امام خميني

فرمت : .ppt

تعداد صفحه/اسلاید : 67

حجم : 536 کیلوبایت



انقلاب اسلامی ایرانزندگي و انديشه سیاسی امام خميني

زندگي و انديشه سیاسی امام خميني از آن جا که رهبری امام خمینی مهمترین نقش را در پیروزی انقلاب داشته، به شکل تفضیلی به زندگی و زمانه، اندیشه سیاسی و رهبري سیاسی حضرت امام می پردازیم .
زندگی و زمانه امام خمینی (قدس سره)
سید روح الله خمینی در اول مهر 1281 ش. (بیستم جمادی الثانی 1320/ 24 سپتامبر1902) در شهر خمین و در خانواده اهل فضیلت وعلم ، زاده شد . این خاندان به میر حامد حسین- صاحب کتاب معروف «عبقات الانوار» - نسبت می برند. پدر بزرگ امام ، آقا سید احمد به دعوت مردم خمین در این شهر سکنی گزید و تا هنگام در گذشت، مرجع وملجا مردم آن دیار بود .
پس از او فرزندش آقا سید مصطفی نیز چون پدر، علاوه بر رفع حوائج شرعی، به یاری بی پناهان و درمندان می پرداخت و همین امر، خشم و کینه خوانین محلی را بر ضد او بر می انگیخت؛ تا آنکه او را در ذیقعده 1320 ق. در حالی که تنها پنج ماه از عمر امام می گذشت ، به شهادت رساندند.
مادر امام (خانم هاجر) دختر مرحوم آقا میرزا احمد مجتهد خوانساری بود که پس از شهادت همسرش ، به یاری صاحبه خانم (عمه امام) به سرپرستی و تربیت وی اهتمام ورزید. تا آنکه هر دو بر اثر شیوع بیماری در فاصله ای اندک در گذشتند. دراین هنگام امام پانزده سال داشت.
ایشان تحصیلات ابتدایی را در خمین آغاز کرد ودر سن نوزده سالگی به حوزه علمیه اراک (عراق عجم) که با حضور آیت الله حائری رونق یافته بود مهاجرت کرد. مدتی کوتاه پس از مهاجرت امام به آن دیار، آیت الله حائری به دعوت علما ومردم قم ، برای تاسیس حوزه علمیه رهسپار این شهر شد. (رجب 1340ق./ نوروز1301ش.) امام خمینی نیز مدتی بعد، همانند بسیاری از طلاب علوم دینی، از اراک به قم مهاجرت کرد.
از نظر سیاسی، این دوره همزمان با استقرار تدریجی حکومت خود کامه رضا شاه بود. طی این سال ها، امام خمینی در کنار تحصیل، تحولات سیاسی کشور را نیز دنبال می کرد و گاه به تهران می رفت تا مدرس را در مدرسه سپهسالار یا در مجلس شورای ملی آن روز ببیند. در این سالها امام عمدتاً به تدریس وتألیف در حوزه علوم عقلی، عرفان و اخلاق اشتغلال داشت.
در سال 1323ه. ش امام خمینی کتاب «کشف الاسرار» را در ردّ شبهات علمی حکمی زاده در جزوه «اسرار هزار ساله» نوشت.
با رحلت آیت الله حائری، امام کوشید تا به دعوت از آیت الله بروجردی به قم، به تقویت حوزه علمیه و مرجعیت کمک نماید.
پس از درگذشت آیت الله بروجردی و با تحولاتی که در عرصه سیاسی کشور روی داد امام به مبارزه با رژیم پهلوی روی آورد. این مبارزات از مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و اصول انقلاب سفید آغاز گردید و به دستگیره وزندانی شدن ایشان در خرداد سال 1342 بعد از سخنرانی علیه شاه ورژیم پهلوی انجامید و قیام 15 خرداد را به دنبال داشت.
سرانجام در آبان سال 1343 این بار تقریبا به تنهایی علیه قانون کاپیتولاسیون فریاد اعتراض بر آورد و در سخنرانی به شدت از شاه و آمریکا انتقاد کرد. این اعتراض تبعید امام به ترکیه را در پي داشت.امام در مدت نسبتاً کوتاهی اقامت در ترکیه ، به کار علمی اشتغال ورزید و اثر فقهی مهم خود «تحریر الوسیله» را به پایان برد.
امام در سال 1344 به عراق منتقل شد. دولت ایران امید داشت که با تبعید امام از یک سو فشار های داخلی برای آزادی ایشان را بکاهد و از سوی دیگر ابعاد علمی و شأن مرجعیت ایشان را تحت الشعاع مراجع نجف قرار دهد.
در سال 1348، امام در درس فقه خود نیز نظریه «ولایت فقیه» را ارائه کرد که در واقع طرح صریح نظریه بدیل در مقابل حکومت شاهنشاهی محسوب می شد.
با عزیمت امام خمینی از عراق به پاریس آخرین مرحله مبارزه با رژیم شاه آغاز شد. ایشان در کانون اخبار رسانه های ارتباطی جمعی جهان قرار گرفت و چهره ای مردمی، مستقل و نوگرا از انقلاب و رهبری اسلامی آن ارائه داد.
سرانجام امام در 12 بهمن1357 به ایران بازگشت و در 15 بهمن مهندس مهدی بازرگان را به ریاست دولت موقت برگزید. یک هفته بعد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
اندیشه سیاسی امام خمینی
اندیشه سیاسی امام را می توان با توجه به سه محور نفی سلطنت، نقد مشروطیت و تبیین نظریه حکومت اسلامی توضیح داد :
1. نفی سلطنت
سلطنت پایدار ترین شکل حکومت در ایران بوده است. این ساختار تا مشروطیت استوار و مستحکم به حیات خود ادامه می داد. به نحوی که در ذهنیت و اندیشه ایرانی کمتر تردیدی درباره آن وجود داشت. مشروطیت بنیان های مشروعیت سلطنت در ایران را به لرزه در آورد ولی اصل آن را حفظ کرد و کوشید تا با اصلاحاتی پیکر نیمه جان سلطنت ایرانی را نجات بخشد.
مهمترین دلایل امام در نفی سلطنت عبارت بودند از :

سلطنت متکی به آرای مردم نیست و مردم هیچ نقشی در تعیین سلطان ندارند؛
سلطنت بر زور و توارث متکی است که هر دو خلاف اسلام است؛
در نظام سلطنتی هیچ نظارتی بر سلطان صورت نمی گیرد؛
سلطنت با حقوق بشر مخالف است زیرا هر ملتی باید سرنشت خود را خود تعیین کند؛
سلطنت در ایران همواره ماهیتی ظلمانه داشته است؛
سلطنت نظامی کهنه و ارتجاعی است و آن هم از بدترین نوع ارتجاع.
نقد مشروطیت 2.
به نظر امام خمینی مشروطیت با رهبری و کوشش علما به پیروزی رسید ولی بعد ها، به دلیل اختلافات داخلی، کناره گیری روحانیون و دخالت های خارجی به نتیجه نرسید و استبداد قدرتمندتر از قبل به ساختار سیاسی بازگشت. بدین ترتیب نظام مشروطه ماهیتی استبدادی و ظاهری مدرن پیدا کرد.
امام از دهه 20 به نقد مشروطیت و اصل سلطنت پرداخت و در دهه 40 به نظر امام اصولاً بقای سلطنت به هر شکل منشأ اصلی مشکلات و ضعف های نظام سیاسی خواهد بود. بنابر این به جای تأکید بر قانون اساسی و نهاد های مشروطه باید به فکر تغییر بنیادین نظام و حذف سلطنت بود.
در واقع نا کارآمدی مشروطه در عمل و ماهیت استبدادی و ظالمانه سلطنتی زمینه برون رفت امام از نظام سلطنتی و ایجاد نظامی نوین را فراهم کرد.
استراتژی امام در مبارزات سیاسی حذف نظام سلطنت بود و این مسئله امام و گروههای مذهبی را از گروه های لیبرال و ملی گرا که بر قانون اساسی تأکید می کردند متمایز می کرد. امام خمینی همچنین در چارچوب قانون اساسی مشروطه نیز رژیم پهلوی را نا مشروع می دانست.
....

http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما